امیرعباس داداشامیرعباس داداش، تا این لحظه: 10 سال و 5 ماه و 26 روز سن داره
امیرحسینامیرحسین، تا این لحظه: 17 سال و 8 ماه و 12 روز سن داره

امیرحسین هستم...

تو اضطراب دست های پر،آرامش دست های خالی نیست.‌..

خ مثل خستگی ا مثل ادامه

این هفته دهنم مدام تغییر کاربری میداد اول میشد سرویس خواب بعد سرویس مدرسه حالا تازگی هم شده سرویس بهداشتی دیگه دو هفته اول مهر خوش بودیم دیگه امتحانا شروع شده و آسفالت شدیم چرا فصل مجموعه نهم انقدر طولانیه؟یه دفتر ۴۰ برگ تا الان فقط مجموعه متمم مجموعه،شمارا،ناشمارا،اصل دمورگان،قانون تفاضل،اشتراک‌و اجتماع ، تفاضل متقارن و... الان خستگی معلم هم مونده تو تنم جای دو نفر خستم هر روز میام خونه مثل جنازه می‌افتم تو تخت و مثل مرده متحرک درس میخونم و بعد دوباره مثل جنازه می‌افتم رو تخت از اونور زیست فصل اول زیست ما از زمین شناسی شروع میشه ساختار زمین چقدر معلمه سخت میپرسه نامرد نکته انحرافی داره به شک میندازتت و......
24 مهر 1403

لمس

این آهنگ وحشتناک قشنگه معنی جدیدی از زندگی رو جلوت باز میکنه باعث میشه آدم یاد خاطراتش بیافته از طرفی به فکر فرو بره ۴ دقیقه س اما تو همین ۴ دقیقه معنی ادبیات رو جلو چشمات عوض میکنه مخصوصا اولش که میگه: از بچگی بهم گفتن بزرگ میشی یادت میره من کوچیک شدم و یادم موند و این یادم داد که واقعیت همیشه خلاف گفته هاشون خواهد بود... ...
20 مهر 1403

غرولند های یک انسان بیکار

مدرسه تیزهوشانی مدرسه ای رویایی که بهترین معلم های منطقه آنجا جمع میشوند،همه دانش آموزان نخبه اند،همه با ادب... جمع کن این چرت و پلا ها رو حالا قبول دارم مدرسه خوبیه ولی... بذار یه مثال بزنم مدرسه تیزهوشان باید مدرسه ای باشه که مدیرش یک انسان استاندارد باشه  نیست آقاجان مدیره ما به جدّ یه آدم کندذهنه برادر من اخوی هموطن مگه کلاس زبانه که آزمون تعیین سطح میزاری خو اون کارنامه بی صاحاب به چه دردی میخوره که حالا واسه ما تعیین سطح میزاری بعد تعریفت از درس های اصلی چیه ریاضی و زیست و فیزیک و فارسی درس اصلین شاید بپذیرم که عربی و زبان هم درس اصلی باشه ولی خود معلم دینی هم قبول نداره درسش اصلیه  این هفته من به ش...
17 مهر 1403

سرما خوردنی نیست لطفا نخورید

خیلی خب بریم که از آخر هفته مون لذت ببریم که شنبه امتحان داریم استراحت کرده باشیم... زارت سرما خوردگی من از اونجایی شروع شد که(طبق معمول)ناخواسته خوابم برد منتها نکته بد داستان اینجاست که پنجره باز بود و من سرما خوردم نکته خوبش اینه که سرم سرما خورده و خیلی سخت نیست سرما خوردگی اما نکته بد اینجاست که معده من هم سرما خورد برای کسایی که نمیدونن بگم خاندان مختار و مختاری و مختارزادگان ارثی و میراثی معده درد و مشکلات معدَوی و رودَوی دارن ارث چیز عجیبیه پدر پدربزرگ خدابیامرزم چشمش آبی بود یک نفر تو خاندان ما چشمش  آبی  نیست حالا یه معده درد داشت ،بگرد پیدا کن کی تو فامیل معده درد نداره  خلاصه اومدیم ...
12 مهر 1403

یا خدا جنگ شد

به جنگ حس خوبی ندارم،نداشتم،هیچوقت به خشونت آدما  حتی دلیل جنگ رو نفهمیدم هیچوقت  که این میاد اونو میکشه اون میاد میکشه و زدم زدی زدیم زد و مردم مردی مردیم مرد هیچوقت فلسفه سیاست رو نفهمیدم فلسفه جنگ فلسفه حرص زدن آدما سر هیچ و پوچ مزخرفات یکی شروع میکنه اون یکی تموم ولی بین این دو جمله کلمه قاصره چون کلمه ها میتونن جون دادن آدما رو ببینن ترس و وحشت رو ببینن من هیچوقت سیاست رو دنبال نکردم شاید چون حتی نفهمیدم سیاست چیه و از کجا اومده ولی نمیشه که آدم فقط مام میهن رو بماله زیر بغلش که بو نگیره اگر درست زدیم قشنگ زدیم گوشت شه به تنمون نوش جونمون  اگر غلط زدیم بد زدیم اشتباه کردیم که تقاصشو پس میدیم نه مرد...
10 مهر 1403

یه نوشته خیلی رندوم

اصلا اینکه چطوری تصمیم گرفتم ساعت ۱۰ شب بیام یچی بنویسم رو خودمم نمیدونم ولی اومدم دیگه به طرز وحشتناکی خوابم به هم ریخته دیروز ۳ خوابیدم ۸ بیدار شدم دیدم درسام مونده(خدا رو شکر زیاد نبود)دوباره امروز ساعت ۴ خوابیدم ۶ و نیم بیدار شدم دیدم ای وااای اون سوالای عجیب غریب طبری(معلم ریاضی) مونده و برای پرسش طالبی(معلم زیست)نخوندم تا جایی که امتحانا شروع نشده من سال تحصیلی آرومی سپری خواهم کرد تا زمانی که امتحانا شروع نشده فردا هم روز دلپذیری نخواهد بود چون درس ها سنگینه و من با این دانسته که خوابم به هم ریخته و فقط با فحاشی به خودم بیدار نگه دارم خودمو و این  ترسناکه کاملا مشخصه که تازه متوجه این آپشن رنگ کردن متن ش...
9 مهر 1403